X
تبلیغات
رایتل

شعر و دل نوشته ها
مجموعه شعرهای منتشر شده:۱-یک باغ زخم تر ۲-سبز سرخ ۳-روی شانه ی اروند ۴- و زلیخاست که بر پیرهنم می گرید ۵-پرندگان پراکنده اند انسانها ۶- زمز 
لینک دوستان

به برادر خوبم رضا که همیشه دلش بهاری است ...

تو را دوست دارم که رنگ غروبی

پرازلحظه های قشنگ غروبی

سکوتت صمیمی است همرنگ دریا

شبیه غزلهای دلتنگ دریا

خبر داری ازآسمان،قاصدک ها

نیستانی ازشروۀ نی لبک ها

دلی داری ازآسمان برگ وبارش

فقط عاشقی قسمت شاخسارش

دل ودستت آیینۀ صبح صادق

به تقسیم لبخند،بسط شقایق

تو چون عطر پاک سلام آشنایی

بگو ازتبار کدام آشنایی؟

تو رامی شناسم که دردآشنایی

ومثل من آشفتۀ کوچه هایی

توسنگ صبوری دل خسته ام را

ودنیای اسرار سربسته ام را

تودرکوچۀ آشتی تک درختی

تو چون روح سبزینه ها سبز بختی

نشستم کنارت که باران بخوانی

برایم کمی ازبهاران بخوانی

برایم بخوانی فقط عاشقانه

ونم نم از احساس باران ترانه

برایت فقط درد را می سرایم

پریشانی مرد رامی سرایم

تو می خوانی اندوه پنها نی ام را

ومنظومه های پریشانی ام را

در این قحط باران وشبهای مهتاب

مرا می بری سمت آیینه و آب

مرا می بری کوچۀ کودکی ها

صمیمانه پای سپیدار،افرا

تورادوست دارم قسم برتبسم

تمام بهارم تورا درتبسم

نگاهت مرادفترآسمان است

غریبانه یاد آورآسمان است

دعاکن دعا تا که باران بگیرد

تبسم به لبهایمان جان بگیرد

دعا کن پس ازعمری آشفته حالی

کمی این دل خسته سامان بگیرد

در این شهر بوی نسیمی بپیچد

سحر بوسه ازروی باران بگیرد

نمازی بخوانیم رنگ سپیده

که سجاده پرواز ازآن بگیرد

مبادا خیا بان بدون سپیدار

مبادآسمان قحطی نان بگیرد

مبادا در این خشکسالی دوباره

شقاوت گلوی درختان بگیرد

شب غربت است آی دست دعا کو؟

که دامان ماه خراسان بگیرد

مبادا دل از عشق خالی بماند

بدون جنون عمر پایان بگیرد

هوای سفر کرده ام مادرم کو؟

که برراهم آیینه،قران بگیرد

فقط آرزو دارم ایینه باشی

هوادارآن صبح آدینه باشی

بخوان نیست مرگ انتهای کبوتر

بزن دل به دریا به دریا برادر!

سفر تا فراسوی دریا مرامت

به آیین آلاله باد احترامت!

     تاریخ سرودن اردیبهشت 84.اهرم

 

[ پنج‌شنبه 7 اردیبهشت‌ماه سال 1385 ] [ 11:00 ب.ظ ] [ محمد حسین انصاری نژاد ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 413741