X
تبلیغات
رایتل

شعر و دل نوشته ها
مجموعه شعرهای منتشر شده:۱-یک باغ زخم تر ۲-سبز سرخ ۳-روی شانه ی اروند ۴- و زلیخاست که بر پیرهنم می گرید ۵-پرندگان پراکنده اند انسانها ۶- زمز 
لینک دوستان
مولای آیینه ها

مولای آیینه ها کو؟ می  ترسم ایمان بمیرد

در گرگ و میش سحرگاه، مفهوم انسان بمیرد


فردا که دست وقیحی، فرقش به خون می نشاند

در کوفه بی شکوفه، آواز باران بمیرد


در خاک، ذوق شکفتن، صحرا به صحرا بخشکد

در این کویر عطشناک، روح بهاران بمیرد


آن پنج فصلی که دستش تقسیم کرد آسمان را

نگذاشت ابر کریمش رودی پریشان بمیرد


آن روح معصوم هستی، می رفت و آهسته می گفت:

تا چند ایمان این شهر، در قحطی نان بمیرد؟


آهوی زخمی ست شعرم این تحفه را می پذیرد؟
بعد از نجف باید امشب راه خراسان بگیرد



ناشناس

(1)
به ماه بسپار
چشمان گرسنة خود را
    مظلوم کوچک!
دیگر غریبه‌ای کوله‌بار بر دوش
از پشت خاموشی نخلستان
سبز نمی‌شود

(2)
آیه‌های خیس نگاهت
    ـ آه چگونه بگویم؟ ـ
شرمناک بر لب تنور برد
قرآنی‌ترین گونه‌ها را

(3)
دیگر شانه‌های کدام شبگرد را
سلوک شبانة نان و گندم
زخم‌دار می‌کند
کدام شبگرد را؟!
[ چهارشنبه 10 شهریور‌ماه سال 1389 ] [ 02:41 ب.ظ ] [ محمد حسین انصاری نژاد ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 413342