X
تبلیغات
رایتل

شعر و دل نوشته ها
مجموعه شعرهای منتشر شده:۱-یک باغ زخم تر ۲-سبز سرخ ۳-روی شانه ی اروند ۴- و زلیخاست که بر پیرهنم می گرید ۵-پرندگان پراکنده اند انسانها ۶- زمز 
لینک دوستان

 

 

 

 

  

بوم سنگی ،صفحه ای شن با قلم موی کویر

در دل نقاش غوغا کرده هوهوی کویر

چشم های تشنه اش بالاو پایین می رود

گاه در چشم ستاره ،گاه  سوسوی کویر

بوم از دستش می افتد با تکان گرد باد

می کشد دستی به پیچاپیچ گیسوی کویر

باز بی تابی  شن ها را مجسم می کند

شکل زنبوران سردر گم به کندوی کویر

هی تلاطم می کند در سینه اش با صخره ،موج

تا مگر لنگر بیندازد به پهلو ی کویر

مینیاتور !محو آتش بازی شن ها شدی

دیدی آن بالا تکان دست بانوی کویر

دستمال از پر سیاووشان صحرایی به دوش

می گذاری بر کبودی های بازوی کویر

صبح صحرا در قلم مویت تماشا یی شده

فلسفه می خوانم از بومت ،ارسطوی کویر!

مینیاتور!فکر می کردی به مشق گرد باد

ناگهانی سر در آوردی از آن سوی کویر

لطفا از صحرا بپرس از مشرب درویشی اش

حس کشکول وتبر زین ست و یا هوی کویر

من که از دریا می آیم هر قدم حس می کنم

ماهیان تشنه ای را سر به زانوی کویر

غرق حیرت ،سر به زانویی و بالا می رود

جانمازت بال در بال پرستوی کویر

                ***

با خودم می گویم از صحرا کمی بیرون بزن

در حصار اما طلسمم کرده جادوی کویر

 

گسل های تازه

گنجشکی از شاخه پرزد ،نخلی سراسیمه خم شد

هیچ اتفاقی نیفتاد ،یک شاعر از شهر کم شد

از کوچه رد می شد اما،حس سرودن که آمد

خودکار خشکید انگار ،یک لحظه دستش قلم شد

 

می دید بر بام شهرش، رد گسل های تازه است

حس کرد قلبش پیاپی ،مدفون ،آوار بم شد

دیواری آمد که انگار ،هر کاشی اش یک غزل بود

یک شب در آن خانه تا صبح ،بحث از "حدوث و قدم" شد

پشت سرم حرف بس نیست ؟با گریه می گفت مردم

گفتید آن قدرها که، حتی خودم باورم شد

قلیان بیاورکه امشب ،کار دلم شروه خوانی ست

آویشن داغ فورا،یک قوری تازه دم شد

[ سه‌شنبه 16 فروردین‌ماه سال 1390 ] [ 08:27 ب.ظ ] [ محمد حسین انصاری نژاد ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 413342