تازه مثل فروردین

 

می تراود از چشمت، خنداه ای عتاب آلود

 

نوبهار سرمستی ست، آن دو چشم خواب آلود

 

تازه مثل فروردین، می رسی بهارآگین

 

غنچه می زند شبنم، از لبت گلاب آلود

 

چیدم از نفس هایت، صدشکوفه ی نارنج

 

سر زد از تبسم هات، شعری آفتاب آلود

 

سر زدم به شیدایی، قصه ام تماشایی

 

تا که ریخت از چشمت، شبنمی شراب آلود

 

پای بید مجنونم، درگذار ماه امشب

 

پنج پاره نامت ریخت، بر دلم شهاب آلود

 

استخاره ای کردم، چشم تو سیاهی رفت

 

در مقابلم جوشید، آیه ای عذاب آلود!