X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

شعر و دل نوشته ها
مجموعه شعرهای منتشر شده:۱-یک باغ زخم تر ۲-سبز سرخ ۳-روی شانه ی اروند ۴- و زلیخاست که بر پیرهنم می گرید ۵-پرندگان پراکنده اند انسانها ۶- زمز 
لینک دوستان

مثلا بیوگرافی

به روایت شناسنا مه ام،درمهرماه 1355چشم به بیکرانه ی هستی گشودم ازآغاز نوجوانی،سایه ی ابرهای دلتنگی وغمی غریب رابرشاخسار وجودم حس می کردم وبی تاب وعطشناک  به دنبال  گمشده ای می گشتم  تایاد دارم مقیم دیار درد وشبگرد کوچه پسکوچه های بارانی شعر بوده ام همیشه شعله ی عشقی از دلم زبانه می کشید وبه خا کسترم می نشاند اما امروز    آه گرفتاری های روز مره وپیچ و خم زندگی اداری،مجال نمی دهد کمی دلمان را بسراییم! گاهی احساس می کنم در مسیر تکراری خانه ومحل کار وپشت میز کار،قناری های شعرناب راسربریده وبه جو خه اعدام می سپارم !القصه تایاد دارم عاشق بوده ام وشاعر واین است شناسنامه ی من ! محصول دنیای تب وتاب وسوز وساز شاعرانه ،ترانه های شکسته وغم انگیزی است که شبیه برگ های زرد پاییزی به یاد گار ماند ه است اولین نغمه ی موزون را در دوازده سالگی زمزمه کردم ..در دوره راهنمایی ،متاسفانه از مشوقین صاحبدل وبا احساسی که افق های تازه وچشم انداز های گسترده ای را به رویم باز کنند ، تقریبا محروم بو ده ام .

دو بار درمسابقات شعر و قصه ی دانش آموزی برنده اول شده وبه سطح استان راه یافتم که«سر سوزن ذوقم را»پروبالی داد.عطش وصف ناپذیر وحسی ناشناس واسرارآمیز به سراغم می آمد ومهمان لحظه های سبز و دوست داشتنی شعرم می کرد. کم کم دست به دامن نامه بر دم   و مثلا سروده هایم رابرای شاعران بزرگی چون استاد مشفق کاشانی و... پست می کردم .نامه  های محبت آ میز آن پیش کسوتان شعر معاصر یکی پس از دیگری از راه می رسید ونوازشگر چشمان مشتاق و روح بی قرارم می شد.رهنمودهای ارزنده آن بزرگان،چراغی فرراه جاده های دور دست پیش رویم می گشود وبه ادامه راهم امیدوارتر می ساخت .

در سال 1373تقویم حیات ادبی ام ورقی درخشان خورددر جلسات انجمن شعر وادب دشتستان که نفس نفس زنان و افتان وخیزان راه افتاده بود شرکت کردم .با دوشاعر خوب و صمیمی دشتستا ن یعنی  حسین دارند و رضا معتمد آشنا شدم که آهسته آهسته دست ذوقم را ازمضامین کلیشه ای ودست چندم کوتاه کرده ،پنجره های ذهنم رابه سمت هوای تازه گشو دند وبه سیر کوچه باغ شعر امروزم کشاندند .تشویق های آقای دارند که با سبدسبد مهربانی همراه بود ،در شعرم تحولی ایجاد کرد وسمت بهار را نشانم داد.

پاورچین پاورچین ،خودم راازپرچین مضامین کلیشه ای وتشبیهات واستعارات گذشتگان بیرون کشیدم وقدم به کوچه باغ های سبز ودیدنی شعر امروز گذاشتم .بامجموعه شعرهای شاعران بزرگ نو پرداز چون نیما ، اخوان ثالث ،سهراب سپهری ،سلمان هراتی و...سخت گره خوردم ودر افق های کشف و شهو دشان به گشت و گذار پرداختم .شرکت درشب شعرهای آن روزگار که بانفس سبز وصمیمانه شاعر خوب و سبز سیرت شهرم آقای حسین دارند حال و هوایی دیگر داشت ،در شکو فایی ذوق واندیشه ام بسیار موثر بود.

اولین مجمو عه شعرم تحت عنوان «یک باغ زخم تر» درسال1377 به چاپ رسید و روانه بازار کتاب گردید.

این دفتر شعر ،فراگیرنده غزل های عاشورایی ،انتظار ،فضای شهید وشهادت طلبی و...بود.نقدهایی براین کتاب نوشته شد که میتوان به «باغ خزان زده » نوشته دکتر سید کرامت عباسی،«برداشت هایی ازیک باغ» به قلم آقای محمد غلامی و«تلفیقی ازآه وعطش» به قلم خانم ماندانا ملک پورشهرکی اشاره کرد.

دومین دفتر شعرم تحت عنوان «سبز سرخ» که کاملا درفضای عاشورا وانتظار است در سال 1382 به چاپ رسید.

سومین دفتر شعرم نیز به نام «زیبا مثل غروب دهکده»شامل غزل ها،مثنوی ها،رباعی هاو دوبیتی هاوکار های سپید است که آماده چاپ است تا چه پیش آید.

[ شنبه 12 فروردین‌ماه سال 1385 ] [ 09:57 ق.ظ ] [ محمد حسین انصاری نژاد ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 416820