شعر و دل نوشته ها
مجموعه شعرهای منتشر شده:۱-یک باغ زخم تر ۲-سبز سرخ ۳-روی شانه ی اروند ۴- و زلیخاست که بر پیرهنم می گرید ۵-پرندگان پراکنده اند انسانها ۶- زمز 
لینک دوستان

عناوین یادداشت ها

  • یادداشتی برمجموعه ی غزل تازه ی محمدحسین انصاری نژاد (پنج‌شنبه 18 دی‌ماه سال 1393 16:15)
    بسم الله النور اگر « نیما » روحانی بود ... ! رضا اسماعیلی به شهادت پیشینه ی هزارساله ی ادب پارسی، غزل یکی از فاخرترین، غنی ترین و با شکوه ترین قالب های ادبی است که علاوه بر مضامین غنایی و عاشقانه ، ظرفیت والایی برای بیان مضامین عرفانی ، اجتماعی ، سیاسی و حماسی دارد . تاریخ سرایش اولین غزل پارسی ـ به معنای اصطلاحی آن ـ...
  • ابرهای ساحلی (چهارشنبه 10 اردیبهشت‌ماه سال 1393 19:17)
    محل عرضه مجموعه شعر ابرهای ساحلی سالن شبستان. راهروی13.غرفه 24.نشر جمهوری
  • [ بدون عنوان ] (چهارشنبه 10 اردیبهشت‌ماه سال 1393 16:04)
    م حل عرضه کتاب: ابرهای ساحلی سالن شبستان. راهروی13.غرفه 24.نشر جمهوری
  • نقدی بر مجموعه شعر باغ سحر خیز (چهارشنبه 3 مهر‌ماه سال 1392 18:10)
    باغ سحرخیز مجموعه‌ی 22 قطعه شعر آیینی محمّدحسین انصاری‌نژاد در 96 صفحه است که انتشارات شهرستان ادب، آن را در بهار 1392 منتشر کرده است. خود شاعر بر آن است که در این مجموعه، مضامین آیینی با مشکلات و دغدغه‌های انسان امروز گره خورده‌اند. مطالعه‌ی این مجموعه، منجر به نگارش یادداشت‌هایی شد که در ادامه خواهد آمد. 1 1. شعر یا...
  • [ بدون عنوان ] (پنج‌شنبه 10 مرداد‌ماه سال 1392 23:12)
    شاعرتر از هر سال شاعرتر از هر سال، فروردین رد می‌شود از پشت این پرچین دستی تکان داد او از آن بالا دستی تکان دادم از این پایین می‌آید او چون آفتاب صبح از کوه، پاورچین و پاورچین کوچید سالی دیگر از تقویم از ما ولی انگار سرسنگین بی‌وقفه می‌پیچد به کوه آنگاه هر سو صدای بال بلدرچین دارم می‌اندیشم به سال پیش آن سال بی برگشت...
  • اخوانیه ای محبت آمیز از برادرشاعرم سیدحسن مبارز (شنبه 11 خرداد‌ماه سال 1392 19:26)
    « با من بساز » به محمد حسین انصاری نژاد از خود، ازین حکایت پنهانم این روزها چقدر گریزانم اندوهِ بی حساب نشابورم چشمان اشکبار خراسانم دلتنگی حوالیِ دشستان تنهاییِ شلوغیِ تهرانم ویرانه‌های تلخ پس از جنگم تاریخ سوگواری انسانم با من بساز ای دل نا آرام در معرض تهاجم طوفانم با من بساز ، غایت اندوهم با من بساز ، شام غریبانم...
  • سیری در « باغ سحرخیز» مجموعه شعر محمدحسین انصاری نژاد (شنبه 11 خرداد‌ماه سال 1392 17:59)
    سیری در « باغ سحرخیز» مجموعه شعر محمدحسین انصاری نژاد شاعر مجموعۀ «باغ سحرخیز» هرکجا که عاطفه را با تصویر در هم آمیخته است، بسیار خوش درخشیده است که چند نمونه از آنها را ذکر کردیم و اگر این امر بصورت عامتری در شعر او جریان یابد، بدون شک باغ سحرخیز شعر آئینی پر طراوت تر خواهد شد. این یادداشتِ کوتاه قرار بود در معرفی...
  • مسمط (جمعه 27 اردیبهشت‌ماه سال 1392 12:59)
    با تبسم لعبتانی فتنه انگیز آمدند از سمرقند و خجندو شام و تبریز آمدند این کمانداران خدایا سخت خونریز آمدند این علامات شبیخون ست، شب خیز آمدند گرد بادند ازسموم فتنه لبریز آمدند شیخنا دیشب تأمل ها به باغ پسته داشت ! بولعجب برلب حدیث از عارفی وارسته داشت از هیاهوی سیاست نکته ها سر بسته داشت با ملخ ها یی که بر پرچین...
  • اشکی بر ویرانه های زلزله بوشهر: (پنج‌شنبه 22 فروردین‌ماه سال 1392 07:09)
    این همان شهرست؟پیشاپیشم آوارست اینجا برزمین یارب فقط نعش سپیدارست اینجا برسرم خرمای خون آلودمی افتدهراسان برگلوی نخل هازخم تبردارست اینجا ماه ردشدلزلرزان امشب ازشهرخموشان داردازبالامی افتدسخت تبدارست اینجا داردازآن سوی گندمزارمی آیدپریزاد شروه خوان کوچ فایزهای بسیارست اینجا کیست اوفانوس دردستش به دنبال جسدهاست باتمام...
  • اخوانیه ای محبت آمیز از استاد رضا اسماعیلی (چهارشنبه 25 بهمن‌ماه سال 1391 22:07)
    تقدیم به شاعر آیینه ها ، محمد حسین انصاری نژاد من تو را می خوانم و عطر خیالت با من است با توام ، وقتی غزل های زلالت با من است بُعد منزل نیست بین عاشقان ، ای مهربان ! دورِ نزدیکی به من ، بوی وصالت با من است خاطرات روشنت را می کنم هر شب مرور در شب یلدای تنهایی ، خیالت با من است می روم هر شب به گلگشت بهار شعر تو در شب...
  • به روح بلند خلیل عمرانی (سه‌شنبه 28 آذر‌ماه سال 1391 18:16)
    بنویس امشب به دریا ،بی تابی ساحلش را وقتی می آشوبی از ماه ،این نیمه ی کاملش را فایز می آید کنارت ،می خواهد امشب بگوید با آن پریزاد تنها ،آهسته حرف دلش را "مفتون "سراسیمه ناگاه ، با شروه دارد می آید آشفته، دل می سپارد ،شب خوانی ساحلش را بر پاست جشن پری ها ،مفتون چشم کدامی؟ آن سوی ساحل شنیدی ،چاووشی محملش را...
  • هدیه به روح استاد خلیل عمرانی (یکشنبه 19 آذر‌ماه سال 1391 17:07)
    دیری ست در حصار مه آلود شیشه ای ای شیر خسته محو کجاهای بیشه ای؟! با خود مرا کجای اساطیر می بری ؟ آشفته از فسانه ی فرهاد و تیشه ای ؟! دریاست پیش چشم و غزل موج می زند بی تاب چون پرنده ای از پشت شیشه ای بر ماسه های ساحلی اش خیره مانده ای فکر کدام گمشده مثل همیشه ای؟ دلواپس هجوم ملخ های آفتی حس می کنی فرود تبر را به ریشه...
  • ترکیب بند پیشکش به حضرت ام البنین (س) (شنبه 4 آذر‌ماه سال 1391 17:08)
    ۱ غروب دیگری بود و بقیع آشفته تر می شد گلوی تشنه اش آتش فشانی شعله ور می شد کسی طرح دو دست آب آور می کشید آنگاه به خاک تشنه از هنگامه ای شق القمر می شد سپر بر روی دستش یادگاری کربلایی بود در آن آیینه بی تاب رجزهای پسر می شد غمش با خاطرات غربت زهرا"س" گره می خورد پیاپی چشم هایش خونفشان میخ در می شد رباعی می...
  • [ بدون عنوان ] (یکشنبه 30 مهر‌ماه سال 1391 21:09)
    ابرو بزن ای ماه که شهرست دوباره محو شب چشم تووتقسیم ستاره پلکی بزن آهسته که آشفته بیایند با پیرهن چاک و غزلخوان به نظاره چشم تو شکافنده ذرات علوم ست در درک اشارات تو ماندست"زراره" حل می کنی از پلک زدن مسأله ها را شهری نگران تو و انگشت اشاره پلکی بزن ای ماه که پیران مذاهب ذکر لبشان"اشهد ان لا" ست...
  • اسباب کشی! (شنبه 15 مهر‌ماه سال 1391 23:30)
    سلام دوستان و همراهان عزیز از این پس می توانید اشعار و مطالبم را در وبلاگ از پشت سایه ها با کلیک بر آدرس زیر دنبال کنید: http://220.blogfa.com
  • غزل خنجر! (جمعه 14 مهر‌ماه سال 1391 10:57)
    غزل خنجر خنجر نشسته پشت نقاب سلامتان برق خیانت است به چشم تمامتان زخم عمیق چاه شما مانده بر دلم ای دشنه ی کبود یهودا به نامتان پیراهنم کجاست ؟پدر غرق گریه است چشمش به راه پشت سر هر کدامتان کو خضر؟ در قلمرو حیرت نشسته اید شیطان دمیده بر گذر صبح و شامتان خون سیاوش است که شرب الیهود شد تا گشت سر بریده ی شرب مدامتان رستم...
  • نقدی ازدوست شاعرارجمندم حمیدخصلتی برغزلی ازمن (جمعه 7 مهر‌ماه سال 1391 12:55)
    متن نقد : این شعر در بحر رمل مثمن محذوف، فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن ،یکی از پرکاربرد ترین ا وزانِ شعر فارسی سروده شده است..وزنی که دست شاعر را باز میگذارد تا با بازی های زبانی وسیردر آفاق معنی لایه هایی پر تکرار از زیبایی در شعر بوجود اورد واین آفرینش بسته به استعداد،خلاقیت وسیر وسلوکی که گاه به مدد پدیده ای الهام...
  • [ بدون عنوان ] (یکشنبه 1 مرداد‌ماه سال 1391 23:59)
    ۱) به کبوتران شهید میانمار دودستت را ببر بالا که راهی غیر نفرین نیست شب و بر شاخه ای شبخوانی یک مرغ آمین نیست خبرهایی ست سرخ سرخ از باغ شهید تو که حتی بال بال یک کبوتر پشت پرچین نیست بچرخان رو به بالا چرخ خیاطی خونین را که جزبر خون پس از این گردش چرخ کبودین نیست کجای شهرامشب خالی از شمراست و شلاقش؟ که رقص شعله جز بر...
  • یک شب در حافظیه (دوشنبه 22 خرداد‌ماه سال 1391 22:00)
    پله ها می نوازند چشمم را ،شاعر نیمه شب های شیرازم حافظیه ست باران صدایم کن ،تا غریبانه تر گریه آغازم ساعتی پیش ناگاه برقی زد،حافظ از پله هاردشد آهسته با خود آن سوی نارنج هایم برد،بین آن جذبه ها گم شد آوازم دیدم اینجا عبایش تکان می خورد،بعد از آن پله ها راه می رفتند گفت می خواهم امشب ازاین بالا،باز در شهر شوری بیندازم...
  • ازپشت سایه ها و نمایشگاه کتاب (جمعه 22 اردیبهشت‌ماه سال 1391 11:49)
    سلام مجموعه شعر من بانام" ازپشت سایه ها "بامقدمه ی شاعر و منتقدگرانقدراستادمحمدکاظم کاظمی که شامل 39غزل،2قصیده،1ترکیب بندرضوی،چندرباعی ودوبیتی و1کارنیمایی است را می توانید در نمایشگاه کتاب به این آدرس تهیه فرمایید: شبستان - راهروی 19- غرفه 43 -انتشارات"سپیده باوران" یا حق
  • [ بدون عنوان ] (دوشنبه 21 فروردین‌ماه سال 1391 00:30)
    در پچ پچ کوزها درخداحافظی از میبد یزد یک نیمه من همین جاست ،در کارگاه سفالی یک نیم دیگر شب پیش،رد می شد از این حوالی این نیمه ی شاعر من ،در پچ پچ کوزه ها دید خیام پیر ایستاده ،در پای چرخ سفالی او بود و خیام و ناگاه ،یک کوزه گر سر برآورد تاگرگ و میش سحر بود ،تقسیم آشفته حالی از کارگاه آن طرف تر ،از موزه ای سردرآورد...
  • غزلی ازمن دروبلاگ استادمحمدکاظم کاظمی (پنج‌شنبه 11 اسفند‌ماه سال 1390 09:24)
    Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 جناب محمدحسین انصاری‌نژاد، شاعر توانا و خونگرم بوشهری، با لطفی که همواره نسبت به مردم و کشورم دارد، این شعر را سروده است و این چندمین شعر او برای افغانستان است. با سپاس از ایشان، شما را به شعر مهمان می‌کنم . نشسته‌ای کسی از جاده‌ی هرات بیاید امیر...
  • نقدی برمجموعه شعر (پنج‌شنبه 5 آبان‌ماه سال 1390 11:34)
    به تازگی کتاب «از پشت سایه‌ها»، مجموعه شعر محمدحسین انصاری‌نژاد شاعر باصفای بوشهر توسط انتشارات سپیده‌باوران منتشر شد. من افتخار گزینش، ویرایش و نگارش مقدمه برای این کتاب را داشتم. اینک متن آن مقدمه را تقدیم شما می‌کنم. این هم نشانی وبلاگ محمدحسین انصاری‌نژاد. به تازگی کتاب «از پشت سایه‌ها»، مجموعه شعر محمدحسین...
  • انتشارمجموعه شعرجدیدمن! (جمعه 15 مهر‌ماه سال 1390 22:47)
    مجموعه شعرجدیدمن زیرنام"ازپشت سایه ها"بامقدمه ی شاعرومنتقدگرانقدراستادمحمدکاظمی منتشر و روانه ی بازارکتاب شد.این مجموعه شعرفراگیرنده ی 39غزل،2قصیده،1ترکیب بندرضوی،چندرباعی ودوبیتی و1کارنیمایی است که توسط انتشارات"سپیده باوران"انتشاریافته است. یک غزل ازاین مجموعه شعرراتقدیم عزیزانم می کنم: شروه های...
  • شعری محبت آمیزازدوست! (جمعه 15 مهر‌ماه سال 1390 06:14)
    دوست مهربان ندیده ام شاعرزلال اندیش محمدحسین امامی،بالطف ومحبت بسیارشعری بااحسس رابرای من سروده وسخت شرمسارم کرده است.به رسم تشکرازاین دوست ارزشمند،شعرزیبایشان رادراینجامی نگارم: تقدیم با تمام دل به دوست دانشمند و فرهیخته ام ، جناب آقای انصاری نژاد کاش یک آن به جایتان بودم در ردیفی که او نشان بدهد تا که دستی میان خوف...
  • اخوانیه ای ازدوست! (پنج‌شنبه 31 شهریور‌ماه سال 1390 22:11)
    شاعرخوش ذوق وتواناسیدحسن مبارزباغزلی زیباوزلال مراشرمسارمهربانی های خودنموده است.به رسم تشکرازمهربانی های همیشگی این شاعرارجمند،غزل زیبای ایشان و غزلواره ای که ذر پاسخ سروده ام رادراینجامی آورم : به دوست شاعر و برادر عزیزم محمد حسین انصاری نژاد به نام عشق ، به نام همیشه ی جاری به نام حضرت معبود ، حضرت باری به جان دوست...
  • هلال عید!به پیشوازعیدسعیدفطر (سه‌شنبه 8 شهریور‌ماه سال 1390 16:10)
    هلال عید به سمت زمین تبسم کرد وسیر مزرعه ی بی قرار گندم کرد درنگ کرد کمی بعد رنگ ماه پرید کشید صاعقه کبریت و فکر هیزم کرد چقدر مزرعه در اضطراب دود شدن چقدر گریه ی بی اختیارگندم کرد سپس مسافری از سمت جاده ی ازلی ((الست))خواند و خودش را میان ما گم کرد نگاه کرد به آفت نشسته خرمن ها چه عاشقانه به گوش زمین ترنم کرد به...
  • تقدیم به خاک پای حضرت امام علی-ع- (چهارشنبه 2 شهریور‌ماه سال 1390 00:21)
    سلمان! تو نیستی و ابوذر نمانده است عمار نیست ،مالک اشتر نمانده است قرآن به نیزه می روداینجاهزاربار جزخطبه ی دریغ به منبرنمانده است یادت که هست شیرخدا،دست بسته بود جزآه،سهم فاتح خیبرنمانده است! درکوچه های هاشمی آتش هنوزهست باورمکن که حادثه دیگرنمانده است! دشمن خیال کردکتاب غدیرسوخت یاجزرومدسوره ی کوثرنمانده است! چاه...
  • نهج البلاغه می شنوم!نذرغربت حضرت علی -ع- (دوشنبه 31 مرداد‌ماه سال 1390 21:30)
    انبان نان به دوش زنبیلی ازستاره وخرمابه دست ازکوچه های هاشمی آهسته می رود دلواپس کدام نگاه گرسنه است؟! ای کوفه !کوفه!کوفه! ای توهمیشه های خدابی شکوفه! امشب هم آن عدالت معصوم بیرون زدازحوالی دارالخلافه اش دلواپس ترک ترک سقف کومه ای ست برفرق کودکی امادریغ یکسره یخ بسته اند چشمان شب پرسست. باورنداری ازآن بیوه زن بپرس! آن...
  • سه طرح نذرغربت حضرت علی -ع- (شنبه 29 مرداد‌ماه سال 1390 05:27)
    سه طرح.نذرغربت حضرت علی -ع- ناشناس (1) به ماه بسپار چشمان گرسنه ی خود را مظلوم کوچک! دیگر غریبه‌ای کوله‌بار بر دوش از پشت خاموشی نخلستان سبز نمی‌شود (2) آیه‌های خیس نگاهت ـ آه چگونه بگویم؟ ـ شرمناک بر لب تنور برد قرآنی‌ترین گونه‌ها را (3) دیگر شانه‌های کدام شبگرد را سلوک شبانه ی نان و گندم زخم‌دار می‌کند کدام شبگرد...

1 2 3 4 5 6 >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 417822