X
تبلیغات
رایتل

شعر و دل نوشته ها
مجموعه شعرهای منتشر شده:۱-یک باغ زخم تر ۲-سبز سرخ ۳-روی شانه ی اروند ۴- و زلیخاست که بر پیرهنم می گرید ۵-پرندگان پراکنده اند انسانها ۶- زمز 
لینک دوستان

  

پله ها می نوازند چشمم را ،شاعر نیمه شب های شیرازم

حافظیه ست باران صدایم کن ،تا غریبانه تر گریه آغازم  

ساعتی پیش ناگاه برقی زد،حافظ از پله هاردشد آهسته

با خود آن سوی نارنج هایم برد،بین آن جذبه ها گم شد آوازم  

دیدم اینجا عبایش تکان می خورد،بعد از آن پله ها راه می رفتند

گفت می خواهم امشب ازاین بالا،باز در شهر شوری بیندازم 

با خودش برد تا غار خواجویم ،دارم امشب از آن خلسه می گویم

تا سحرگاه یارب کجایم برد،با غزل های لبریز اعجازم 

خانقاهش شکوه ازل دارد،بر سرش ابر ذوق غزل دارد

چه رجزها به بحر رمل دارد،باد در گوشه ی شور و شهنازم  

گفتم ای پیر کو باده ای گلگون،چرخش جام و آن حال دیگرگون

در کدامین سحرگاه خواهی برد،با خودت تا تماشا گه رازم ... 

تا به خود آمدم ناگهان دیدم ،روی دستم غزل های حافظ را

 دیدم از حسرت اما گره خوردست،کفش های تب آلود پروازم!

[ دوشنبه 22 خرداد‌ماه سال 1391 ] [ 10:00 ب.ظ ] [ محمد حسین انصاری نژاد ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 413535